باز هم رسید روز هشتم محرم و ساعت 2 بعدازظهر و میدان انقلاب زنجان و عشق و ....

دوباره همان شعرها و نوحه های قدیمی با نوای مداحان با اخلاص اهل بیت مثل حاج اصغر گنج خانلو زنجانی، این روشن دل که وقتی پسرش شهید شد آوردنش تو مجلس ختمش برگشت گفت که کاش چندتا پسر داشتم و یکی یکی به درک میرفتن ولی به جاش یه عده میومدن اینجا و میگفتن حسین حسین.


واقعا بی اختیار اشکهات سرازیر میشه وقتی حاج اصغر، این پدر شهید، این پیرغلام ذبیحا من القفا، با اون صدای خشنش میگه: حسین حسین.

دوباره مدح های حاج مرتضی حیدری (همون پیرغلامی که روز عاشورا داخل حسینیه اعظم زنجان فقط میخونه بالامی میدانا گتدیم گوره لر بونا بلکه بیر ایچیم سو وره لر) که دوباره میخونه: 
جانلار سنه پروانه قوربانین اولوم عباس.